الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
67
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
بودى ؟ گفت : چه كسى تو را مطّلع كرد ؟ فرمود : خود گوشت ! گفت : بله ! فرمود : چرا چنين كردى ؟ گفت : پدرم ، عمويم و همسرم را كشتى و قوم مرا تار و مار كردى ؛ از اين رو پيش خود گفتم : اگر پيامبر باشد كه همين گوشت او را از مسموميت خود آگاه مىكند و اگر پادشاه باشد كه از دست او راحت شدهايم ! رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را بخشيد و بنا به قولى ، دستور داد او را كشتند و به دار آويختند ! « 1 » ( 1 ) ازدواج پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله با صفيّه در خبرى از واقدى آورده شد كه پس از جنگ احد ، چهارده نفر از زنان انصار به سوى احد روانه شدند كه غذا و آب بر دوش خود حمل كرده و مجروحان را سيراب و مداوا مىكردند . از جملهء اين زنان ، ام سليم دختر ملحان بود . « 2 » و در خبر ديگرى نقل كرديم كه بيست زن همراه لشكر اسلام رفتند . « 3 » و در آن خبر آمده بود كه أنس بن مالك مىگويد : امّ سليم ، دختر ملحان ، مادرم بوده است . « 4 » در اينجا واقدى از أنس بن مالك روايت كرده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از خيبر بازمىگشت در حالى كه [ مادرش ] امّ سليم « 5 » دختر ملحان نيز با وى بوده است . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به سوى وادى القرى حركت كرد و مىخواست بر يهوديانى كه در وادى القرى هستند ؛ دست يابد . « 6 » ( 2 ) ابن اسحاق با سند خود از ابو هريره روايت كرده است : هنگام غروب خورشيد در وادى القرى فرود آمديم . در آنجا رفاعة بن زيد جذامى ، غلامى را به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هديه كرد . به خدا قسم كه اين غلام مشغول زمين گذاشتن اثاثيهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود كه تيرى از غيب آمد و به او اصابت كرد و او را كشت .
--> ( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 678 . اين خبر بطور مختصر از ابن اسحاق در سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 352 چنين آمده است : بشر در اثر سم مرد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از آن نجات يافت . و طبرسى آن را او در مجمع البيان ، ج 9 ، ص 184 - 181 و علامه مجلسى آن را در بحار الانوار ، ج 21 ، ص 6 - 7 آورده است . و شيخ صدوق هم در خصال ، ج 1 ، ص 279 اين جريان را با سند خود از امام كاظم از پدرانش عليهم السّلام آورده و در ضمن گفته است كه آن را به طور كامل در آخر جزء چهارم از كتاب نبوت نقل كرده است . و طبرسى نيز آن را در احتجاج ، ج 1 ، ص 314 - 325 آورده و گفته است : هنگامى كه آن حضرت عليه السّلام در خيبر بود ، آن زن يهودى خيبرى او را مسموم نمود ، اما خداوند سمّ را در بدن آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله سرد و سلامت قرار داد و تا فرا نرسيدن أجلش ، در او اثر نكرد . و كلينى در كافى ، ج 6 ، ص 315 ، از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است : آن زن يهودى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را با زهر مسموم كرد . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 249 . ( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 685 . ( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 903 و همچنين در سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 354 از ابن اسحاق آمده است . ( 5 ) . ما اسم درست را آورديم و در نسخهء چاپ شده به غلط ام سلمة دختر ملحان چاپ شده است . ( 6 ) . برمه بين خيبر و وادى القرى و در نزديكى بلاكث واقع شده است . از نواحى مدينه بوده كه در آن چشمهها و نخلستانها وجود داشته است ، چنان كه در وفاء الوفاء ، ج 2 ، ص 260 آمده است .